سهراب سپهری

غمی غمناک
شب سردی است,و من افسرده.
راه دوری است,و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.


می کنم,تنها,از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.


فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.


نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر,سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ بر آرم از دل:
وای,این شب چقدر تاریک است!


خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟


مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من,لیک,غمی غمناک است

آشپزخانه

ادامه نوشته

دکتر مهدی نژاد

ادامه نوشته

باکو

ادامه نوشته

برج آزادی ...

ادامه نوشته

خانه حلزونی

ادامه نوشته

هنر طراحی با حروف

ادامه نوشته

چند تا اصل در ارائه ایده های معماری

چند تا اصل مهم هست که هربار بخوایم یه ارائه به زبان معماری داشته باشیم باید برای خودمون یادآوری کنیم.فکر کردم این مطالب که از کتاب"راندو"،ازمايک دابليو.لين ،آسلا،انتخاب شدن به دردتون(یا بهتر بگم به دردمون)بخورن...

ادامه نوشته